| تعداد نشریات | 32 |
| تعداد شمارهها | 554 |
| تعداد مقالات | 5,405 |
| تعداد مشاهده مقاله | 8,198,904 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,090,208 |
تحلیل فلسفیِ کاربست نظریه ریسمان در استدلالهای الحادی | ||
| کاوشهای فلسفه و دین | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 25 اردیبهشت 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی اصیل (Original Article) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22080/jepr.2026.30016.1295 | ||
| نویسندگان | ||
| سید محسن هاشمی* 1؛ محمد محمدرضایی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری، فلسفه دین، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران | ||
| 2استاد تمام فلسفه دین دانشگاه تهران | ||
| تاریخ دریافت: 23 شهریور 1404، تاریخ بازنگری: 23 اردیبهشت 1405، تاریخ پذیرش: 23 اردیبهشت 1405 | ||
| چکیده | ||
| این مقاله به نقد مبانی فلسفی استدلالهایی میپردازد که از نظریه ریسمان برای انکار وجود خدا استفاده میکنند و نشان میدهد که این استدلالها ریشه در یک رویکرد پوزیتیویستی افراطی دارند. این دیدگاه، که تنها دانش حاصل از تجربه و مدلهای فیزیکی را معتبر میداند، تلاش میکند تا مسائل متافیزیکی را با ابزارهای علمی حل کند. با این حال، ما استدلال میکنیم که چنین رویکردی با یک خلط قلمروهای معرفتی همراه است؛ چرا که فیزیک به «چگونگی» جهان میپردازد، در حالی که پرسشهای مربوط به وجود خالق در قلمرو «چرایی» و متافیزیک جای میگیرد. در ادامه، مقاله با تحلیل دقیق استدلالهایی مانند چندجهانی و خودبسندگی قوانین، نشان میدهد که این ایدهها، حتی اگر از نظر علمی معتبر باشند، به طور کامل به پرسشهای بنیادی مانند منشأ نهایی هستی و ماهیت قوانین پاسخ نمیدهند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که نظریه ریسمان به دلیل فرضی بودن و نبود شواهد تجربی، نمیتواند مبنای قطعی برای نتیجهگیریهای فلسفی باشد. در نهایت، این مقاله نتیجهگیری میکند که نظریه ریسمان، به جای اینکه یک تهدید برای الهیات باشد، میتواند به عنوان یک محرک برای تأملات عمیقتر در خصوص ارتباط علم و ایمان عمل کند. با درک این موضوع که علم و دین هر یک در حوزه خود به دنبال حقیقت هستند، میتوان به جای تضاد، به همافزایی میان آنها دست یافت. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نظریه ریسمان؛ چندجهانی؛ استدلال هستیشناسانه؛ الهیات طبیعی؛ رابطه علم و دین | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A Philosophical Analysis of the Application of String Theory in Atheistic Arguments | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Seyyed Mohsen Hashemi1؛ Mohammad Mohammad Rezaei2 | ||
| 1PhD Candidate, Philosophy of Religion, Farabi Campus, University of Tehran | ||
| 2Professor of Philosophy of Religion, University of Tehran | ||
| چکیده [English] | ||
| This article critically examines the philosophical foundations of arguments that use string theory to deny the existence of God, demonstrating that these arguments are rooted in an extreme positivist approach. This perspective, which only considers knowledge from empirical evidence and physical models as valid, attempts to solve metaphysical problems with scientific tools. However, we argue that such an approach involves a category mistake, as physics addresses the "how" of the universe, while questions regarding the existence of a Creator belong to the realm of "why" and metaphysics. Subsequently, the article meticulously analyzes arguments such as the multiverse and the self-sufficiency of physical laws, showing that these ideas, even if scientifically valid, do not fully answer fundamental questions about the ultimate origin of existence and the nature of these laws. It is also noted that due to its hypothetical nature and lack of empirical evidence, string theory cannot serve as a definitive basis for philosophical conclusions. Ultimately, this article concludes that string theory, rather than being a threat to theology, can act as a catalyst for deeper reflections on the relationship between science and faith. By understanding that both science and religion seek truth within their own domains, one can achieve synergy instead of conflict. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| String Theory, Multiverse, Ontological Argument, Natural Theology, Science and Religion Relationship | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 0 |
||