| تعداد نشریات | 32 |
| تعداد شمارهها | 554 |
| تعداد مقالات | 5,405 |
| تعداد مشاهده مقاله | 8,198,904 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,090,208 |
تحلیل اضطراب و ندای وجدان در رمان مرگ ایوان ایلیچ بر اساس دیدگاه هایدگر | ||
| کاوشهای فلسفه و دین | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 25 اردیبهشت 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی اصیل (Original Article) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22080/jepr.2026.30635.1310 | ||
| نویسندگان | ||
| وحید رستمی* 1؛ جهانگیر مسعودی2 | ||
| 1گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد | ||
| 2گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد ایران | ||
| تاریخ دریافت: 06 آذر 1404، تاریخ بازنگری: 13 دی 1404، تاریخ پذیرش: 23 اردیبهشت 1405 | ||
| چکیده | ||
| رمان «مرگ ایوان ایلیچ» اثر لئو تولستوی از مهمترین روایتهای ادبی درباره مواجهه انسان با مرگ و بحران معنای زندگی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی انکشاف اضطراب وجودی و ندای وجدان در سیر آگاهی ایوان ایلیچ و نسبت آن با مفاهیم بنیادین اندیشه مارتین هایدگر است. پژوهش با روش تحلیل مفهومی و تفسیر پدیدارشناختی، تجربه زیسته شخصیت اصلی در مواجهه با بیماری، مرگ و فروپاشی بداهت زندگی روزمره را در پرتو مفاهیمی چون بودن سوی مرگ، اضطراب و ندای وجدان در کتاب «هستی و زمان» بازخوانی می کند. نتایج نشان میدهد اضطراب ایوان ایلیچ با اضطراب اگزیستانسیال در اندیشه هایدگر همافق است؛ اضطرابی که انسان را با فناپذیری خویش روبهرو میسازد، و امکان گشودگی وجودی نسبت به زندگی اصیل را پدید میآورد. در این چارچوب، ندای وجدان کارکردی بیدارگر دارد و انسان را به بازپسگیری خویشتن از شیوههای غیراصیل زیستن فرا میخواند. همچنین پژوهش نشان میدهد محدودیت علم تجربی در پاسخگویی به پرسش معنای هستی، نتیجه درهمتنیدگی ساختاری اضطراب و ندای وجدان است؛ زیرا اضطراب نقطه گسست از اتکای قطعی به فهم علمی و آغاز رجوع به ساحت وجدان وجودی را رقم میزند. با این حال، تحلیل تطبیقی نشان میدهد میان افق فکری تولستوی و هایدگر تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ زیرا در روایت تولستوی، ندای وجدان به افقی ایمانی و الهی گشوده میشود، در حالی که در پدیدارشناسی هایدگر این ندا از خود دازاین برمیخیزد. از این منظر، جمله پایانی رمان «دیگر از مرگ اثری نبود و به جای آن روشنایی بود » را نمیتوان بهطور کامل در چارچوب تحلیل هایدگری تبیین کرد و این امر نشانگر فاصله میان نگرش الاهیاتی تولستوی و تحلیل اگزیستانسیال هایدگر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اضطراب وجودی؛ ندای وجدان؛ تولستوی هایدگر؛ رمان مرگ ایوان ایلیچ | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A study of existential anxiety and the call of conscience in the analysis of the novel The Death of Ivan Ilyich based on Heidegger's perspective | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Vahid Rostami1؛ Jahangir Masoudi2 | ||
| 1Department of Philosophy and Islamic Wisdom, Faculty of Theology, Ferdowsi University of Mashhad | ||
| 2Department of Philosophy and Islamic Wisdom, Faculty of Theology, Ferdowsi University of Mashhad, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Leo Tolstoy’s novel The Death of Ivan Ilyich is one of the most significant literary narratives about the human confrontation with death and the crisis of life’s meaning. This study examines how existential anxiety and the call of conscience unfold in Ivan Ilyich’s awareness and relate to the fundamental concepts of Martin Heidegger’s thought. Through conceptual analysis and phenomenological interpretation, it rereads the protagonist’s lived experience confronting illness, death, and the collapse of everyday certainty in light of concepts such as being‑toward‑death, anxiety, and the call of conscience in Being and Time. Findings indicate Ivan Ilyich’s anxiety corresponds to existential anxiety in Heidegger’s philosophy—an anxiety confronting human finitude and opening the possibility of authentic existence. Within this framework, the call of conscience functions as an awakening force, summoning the individual to reclaim the self from inauthentic living. The study also shows the limitation of empirical science in answering the meaning of being results from the structural link of anxiety and the call of conscience; anxiety marks a rupture with reliance on scientific understanding and initiates a turn toward existential conscience. Nevertheless, comparative analysis reveals a fundamental difference between Tolstoy and Heidegger: in Tolstoy’s narrative, the call of conscience opens toward faith and the divine, whereas in Heidegger’s phenomenology it arises from Dasein itself. Hence, the novel’s final line—“there was no more death; instead there was light”—cannot be fully explained within a Heideggerian framework. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Existential anxiety, the call of conscience, Tolstoy, Heidegger, The Death of Ivan Ilyich | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 18 |
||